خرید بک لینک

خرید دانلود فایل پایان نامه بررسي نقشهاي نمادين در معماري هخامنشي– كارشناسي ارشد – تاريخ ايران باستان –ارزانتر از همه جا آماده ارائه به دانشجویان و علاقمندان گروه هدف + بسیار کامل و جامع همراه با تصاویر

چکیده :

يكي از جلوههاي جذاب تمدن ايران باستان بناي بزرگ تخت جمشيد است. اين بنا آميزهاي از هنر معماري ملل تحت حكومت هخامنشيان را به نمايش ميگذارد كه در آن چيرگي با روح پارسي است. نقشهاي نمادين در معماري هخامنشي بهم فشرده و در هم تافتهاند و برجنبه مينوي و آييني بناها صحه مينهند. سخن گفتن از معماري مذكور و نگارههاي شگفت و شگرف آن دقت بسيار، دانش وسيع، وسعت نظر و انرژي فراوان ميخواهد.

در پروراندن و پيش كشيدن ايدهها و تبيين موضوعات مختلف خود را وامدار بسياري از دانش پژوهان ميدانم. دين من به آنان بيش از آن است كه با ثبت نام آنها در اينجا جبران شود. در آغاز مايلم از جناب آقاي دكتر اردشير خداداديان كه از روزهاي آغاز تحصيلم در رشتهي تاريخ تا كنون همواره از سخنان سنجيده و مطالب ارزنده و آموزندهاش بهره بردم و در محضرشان دانشجويي و دانشافزايي تمرين كردم و كار مرا قرين موفقيت كردند، سپاس به جاي آورم. جناب استاد با پذيرش راهنمايي اين رساله بيش از پيش مرا وامدار خويش ساختند. از جناب آقاي دكتر رضا شعباني استاد ممتاز گروه نيز كه مشاوره اين پاياننامه را پذيرفتند، سپاسگزارم. گمان ميكنم از خوششانسي و اقبال بلند من است كه در محضر استاد شعباني شاگردي كردم. همچنين از جناب آقاي دكتر جمشيد آزادگان كه مرا رهين منت خويش كردند و داوري اين رساله را قبول نمودند، سپاس بيپايان دارم. دين من به استادان كه هرگاه علاقهام دچار افول ميشد، مرا تشويق و ترغيب ميكردند، بيشتر از آن است كه در جملاتي بگنجد. در اينجا به جا و سزاست يادآور شوم كه اگر در اين پايان نامه نكتهاي يا حسني هست از آن استاداني است كه نگارنده را راهنما و راهبر بودند و كاستيهاي كار كه شايد فراوان هم باشد، بر عهدهي من است.

از مساعدتها و كمكهاي دوست عزيزم جناب آقاي مهرداد ملكزاده پژوهشگر كوشا و تواناي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور هم قدرداني ميكنم. ايشان در زدودن كاستيها و عقايد خشك و نارس من نقش بهسزايي داشتند. دين من به او و محبت بيدريغشان بيش از آن است كه گفته شد. در اينجا براي گريز از اطالة كلام تنها به ذكر نام استادان و دانشپژوهاني كه نگارنده را در اين امر ياري كردند، اكتفا ميكنم.

پروفسور خانم هايده ماري كُخ (دانشگاه ماربورگ آلمان)، دكتر ژاله آموزگار (دانشگاه تهران)، دكتر ابوالقاسم اسماعيلپور (دانشگاه شهيد بهشتي)، دكتر منوچهر صانعي (دانشگاه شهيد بهشتي)، دکتر علی بيگدلی (مدير گروه تاريخ دانشگاه شهيد بهشتي)، دكتر پرويز ورجاوند (دانشگاه تهران)، دكتر ابوالفضل خطيبي (فرهنگستان زبان و ادب فارسي)، دكتر فرزان سجودي (دانشگاه هنر)، مهرداد قدرت ديزجي (دانشجوي دكتري تاريخ ايران باستان دانشگاه تهران و مدرس دانشگاه اروميه)، شهرام جليليان (دانشجوي دكتري دانشگاه تهران و مدرس دانشگاه جنديشاپور اهواز)، خانم سونيا شيدرنگ (موزهي ملي ايران، مركز پژوهشهاي هخامنشي)، شاهرخ رزمجو (موزهي ملي ايران، مركز پژوهشهاي هخامنشي)، ليلا شاهبختي همكلاسي خوبم (وزارت كشور)، ناصر نوروززاده چگيني (سازمان ميراث فرهنگي)، آقاي عليمحمدي (كارشناس كتابخانه گروه تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه تهران) خانم شيرخدايي و آقاي عباسي (كتابداران كتابخانه موزهي ملي ايران باستان) و... اميدوارم آنان كه نامشان را از قلم انداختهام مرا مورد عفو قرار دهند.

سرزميني كه امروزه به نام «ايران» شهرت دارد، نام خود را از قوم «آريايي» گرفته است. براي بررسي تاريخ اين سرزمين كهن سال و آن قوم تاريخساز ضرورت دارد به گذشتههاي دور بنگريم. موقعيت دقيق جغرافيايي نجد ايران را نميتوان ترسيم نمود با اين حال سرزمين پهناوري كه از رشته كوههاي زاگرس در غرب تا فلات پامير در شرق گسترش دارد و از ديرباز زيستگاه انسانها بوده است را «نجد ايران» ناميده اند. گويا نخستين سكونتهاي روستايي در دامنههاي حاصلخيز كوههاي زاگرس شكل يافته و به تدريج ساير مناطق فلات را دربر گرفته است. پيش از اين كه به مهاجرت آرياييان به آسياي غربي بپردازيم، ضرورت دارد نگاهي هرچند گذرا به پيشينه نجد ايران و اقوامي كه در آن ميزيستند بيندازيم و آنگاه سير كوچ آرياييان را تا هنگامي كه فلات ايران در دورهي مادان به عنوان سرزميني سترگ با دولتي نيرومند وارد دوران تاريخي شد، پيبگيريم. سخن گفتن از ساكنان سرزمين ايران قبل از آرياييها بدون پرداختن به تمدنهاي كهن ميان رودان و پيوندهاي اين دو سرزمين كاري ناقص است. به همين خاطر در خلال بحث به تاريخ بينالنهرين هم توجه ميشود.

نخستين زيستگاههاي انسان در درّههاي سرسبز شكل گرفته است. زيرا بشر را قادر به شكار در كوهها و بعد كشاورزي در دامنهها ميكرد. گذر از زندگي متكي بر شكار و گردآوري دانه، ميوه و سبزي و رسيدن به مرحلهي كشت دانهها و پرورش حيوانات و اهلي كردن آنها و توليد خوراك مقدمهي ورود به تمدن و شهرنشيني در آسياي غربي بود كه از آن با عنوان «انقلاب نوسنگي» ياد ميشود.

در نجد ايران خشك شدن روز افزون درهها كه معلول پيشرفت دورهي بيآبي بوده سبب دگرگوني ژرفي در شرايط زندگاني انسانها شده است. به عقيده رومن گيرشمن باستانشناس فرانسوي كهنترين محل سكونت انسان در ايران در دشت سيلك (در نزديكي كاشان) بوده، زيرا نشانههايي از زندگي يكجانشيني (با سه فعاليت شكار، كشاورزي و ساختن ابزار) در خود نگه ميداشت. سيلك با تمدنهاي ميان رودان ارتباط فرهنگي و تجاري داشته است. ميدانيم دشتها در تاثيرگذاري و تاثيرپذيري از تمدنهاي ديگر از مردمان ساكن كوهستان پيش قدمتر بودند و با آنها زود پيوند مييافتند.

از ديگر نواحي تمدني در نجد ايران ميتوان از شهر سوخته زابل، تپه حصار دامغان، تپه شداد كرمان، مارليك گيلان، گيان نهاوند و از همه مهمتر تمدن عيلام در جنوب غربي ايران كنوني نام برد كه بيش از دو هزار سال سابقه تمدني دارد و تاريخ آن به مركزيت شهر شوش در پيوند با تمدنهاي بينالنهرين فهمپذير است.

به هر روي غير از عيلاميان پيش از مهاجرت آرياييها اقوام گوناگوني در ايران ميزيستند كه پرداختن به تمام آنها در اينجا موضوعيت ندارد. از اين رو تنها به نام برخي اشاره ميشود اين اقوام پراكنده عبارتند از: گوتيها و لولوبيها در غرب ايران، آماردها و تپوريها در شمال، كاسيها در جنوب غربي، كادوسيان در كوههاي البرز تا درياي خزر و ماننايان در نزديكي درياچه اروميه. بعضي از اين اقوام قدرتمند بودند و حتي پا را از فلات ايران فراتر گذاشتند. نمونه آنها گوتيانند كه در سالنامههاي بابلي، به تعرض ايشان به بابل اشاره شده است. گوتيان دولت اكد (آگاد) را برانداختند و در مقابل سومريان واكنش نشان دادند و در نهايت حمورابي (۱۷۵۰-۱۷۹۲ق.م) ناميترين پادشاه بابل به قدرت رسيد و حكومت متمركز و نيرومندي تشكيل داد. امپراتوري بابل پس از حمورابي بدست هيتيها برافتاد و آنها مدتها بر بابل حكومت كردند. بحث تاريخ ميان رودان را همينجا ناتمام ميگذاريم و به قوم مهاجر هند و اروپايي ميپردازيم.

هند و اروپاييان

هند و اروپاييان اقوامي بودند كه از هزاره چهارم ق.م از موطن خود براي دستيابي به زندگي و منابع بهتر به سرزمينهاي ديگر كوچيدند. مورخان با تكيه بر متون اساطيري و دادههاي باستانشناسي دربارهي خاستگاه نخستين آنها تلاش فراوان كردند كه حاصل آن ارائهي چند فرضيه در اين خصوص است. انگيزه و پايهريزي چنين فرضيههايي در آغاز جنبهي «نژادگرايي» و سپس «مليگرايي» داشت. در اين رساله نگارنده اصطلاح «هند و اروپايي» را در حيطهي زبانشناسي بهكار ميبرد. بنابراين معناي علمي از آن افاده ميكند.

خرید و دانلود

با قیمت 2,000 تومان

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 ساعت: 9:47

صفحه بندی