این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
ایجاد فضای مناسب برای هضم فلسفه جدید مدیریتی در سازمان- فضای مناسب برای برخورد مثبت و توجیهی با چالشهای ناشی از تغییرات تدریجی در اثر اجرای TQM فراهم شود.
عدم اتکاء صرف به بازرسی نهایی برای نیل به کیفیت برتر- کنترل، پیشگیری و خودکنترلی در مراحل مختلف کار برای جلوگیری از بروز ضایعات و تولید محصول (خدمات یا نتیجه مطالعات) معیوب لازم است.
هزینه منابع (منابع انسانی و مواد اولیه) عامل تعیین کننده در انتخاب آنها نباشد- هدف مدیریت باید کاهش هزینه تمام شده از طریق کاهش هزینه ها در کل فرآیند و واحدهای تابعه باشد، منابع ارزان قیمت ممکن است خود باعث هزینه های بالاتر، ضایعات بیشتر و کار معیوب باشند.
بهسازی مستمر سیستم تولید (یا خدمات مطالعات و نظارتی)- تحقیقات مستمر در جهت بهبود کیفیت و بهره وری، کاهش هزینه ها و بهبود بخشی معیارها و استانداردها برای دستیابی به سطح بالاتری از کیفیت
۶- انجام آموزشهای ضمن خدمت- داشتن برنامه مستمر آموزش ضمن خدمت برای بهره گیری از روشهای جدید
۷- رهبری و هدایت فعالیتهای کارکنان با استفاده از تکنیکهای جدید- ایجاد انگیزش، آموزش، افزایش آگاهی و ارزیابی به منظور رشد مهارتهای کارکنان در استفاده از تجهیزات، تکنولوژی، سخت افزارها و نرم افزارهای جدید
۸- از بین بردن ترس و نگرانی در محیط کار- به منظور رشد خلاقیت و آزادی ابراز پیشنهادات سازنده و مستدل و نهایتا ایجاد محیط کار پویا و شاداب لازم است.
۹- حذف محدودیتها و موانع موجود در بین واحدها- پرسنل مختلف در واحدهای مختلف باید بتوانند بدون در نظر گرفتن خشکی و درجه رسمیت بالای ارتباطات سازمانی و با حفظ صمیمت و تفکر همکاری نسبت به گردهمایی و همفکری در جهت حل مشکلات و در راستای اهداف سازمان بصورت گروهی عمل کنند.
۱۰- پرهیز از دادن شعارهای صوری و کم محتوا- شعارهای غیر قابل دسترسی مانند ((انجام کار بدون نقص)) ما را به جایی نمی رساند، به جای این شعارها باید به ریشه یابی نقص و اصلاح سیستم اقدام نمود تا در نتیجه این اقدامات، کار با کمترین نقص انجام شود
۱۱- اکتفا نکردن به ثبات در استانداردها و اهداف مقداری- فرآیندها و فرآورده ها مستمرا باید در حال بهسازی بوده و همه آنها در جهت جلب رضایت و اعتماد مشتری باشند، به یک معیار ثابت نباید بسنده کرد و پس از رسیدن به آن استاندارد باید به دنبال استانداردهای بالاتر رفت.
۱۲- حذف موانعی که بر سر راه ارتباطات بین کارکنان بوده و باعث اختلال درکار می شود- درجه رسمیت ارتباطات سازمانی نباید در حدی باشد که مانع از صمیمت و همکاری در جهت اهداف سازمانی گردد.
۱۳- تهیه و اجرای برنامه ای جامع و توانمند در زمینه بازآموزی و بهنگام کردن دانش و مهارت پرسنل
۱۴- اعلام حمایت دائمی مدیریت از هر گونه بهبود در کیفیت و بهره وری- تمام پرسنل بایستی از فلسفه مدیریت کیفیت جامع (TQM) آگاه و زمینه مشارکت آنها در بهبود مستمر کیفیت، نوآوری و شکوفایی استعدادها فراهم گردد.
اصول مدیریت کنترل کیفیت در قوانین GMP
آنچه مسلم است در یک نظام کیفی مبتنی بر اصول GMP بخش اعظم بندهای استاندارد به سیستم کنترل کیفیت اختصاص دارد. در چنین وضعیتی دپارتمان کنترل کیفیت در یک سازمان همچون یک واحد تولیدی مستقل عمل می نماید که ” محصول ” آن نتایج آزمایش ها ، بررسی ها و یافته های مختلف دیگر می باشد. برای نیل به این هدف یک دپارتمان کنترل کیفیت نیاز به سه عنصر مهم دارد:
۱- ساختمان، پرسنل آموزش دیده و منابع مالی کافی
۲- تجهیزات و مواد اولیه مناسب
۳- یک برنامه تضمین کیفیت کارآمد و قوی
با وجود این عناصر مدیریت دپارتمان کنترل کیفیت قادر خواهد بود اهداف کیفی یک سازمان را در جهت برقراری استانداردهای تعریف شده پیش برد.
در همین راستا مدیر کنترل کیفیت بایدبا:
۱- ایجاد پست های سازمانی مدیریتی و فنی در جهت اطمینان از عملکرد مطابق با سیستم های کیفی
۲- ایجاد چارت سازمانی و ابلاغ شرح وظایف مکتوب
۳- نظارت و آموزش مستمر
در جهت خط مشی کیفی از پیش تعیین شده سازمان گام بردارد.
کیفیت کنترل و کنترل کیفت
واژه کیفیت منشأ سردرگمیهای زیادی است، زیرا در صحبتهای روزمره معمولاً بر برتری دلالت دارد که البته بسته به قضاوت شخصی فرد یا گروه کوچک است. در اینصورت واژه کیفیت دارای نوعی ارزش ذهنی میشود که تشریح آن به آسانی ممکن نیست، اما اکثریت مردم باور داشته که آن را میفهمند و توان تشخیص آن را دارند.
واژه کیفیت منشأ سردرگمیهای زیادی است، زیرا در صحبتهای روزمره معمولاً بر برتری دلالت دارد که البته بسته به قضاوت شخصی فرد یا گروه کوچک است. در اینصورت واژه کیفیت دارای نوعی ارزش ذهنی میشود که تشریح آن به آسانی ممکن نیست، اما اکثریت مردم باور داشته که آن را میفهمند و توان تشخیص آن را دارند. در حال حاضر کیفیت در صنعت، تولید و بهطور فزاینده در حوزههای دیگر بار مفهوم دقیقتری دارد که به معنای شناسائی ویژگیهای یک فرآورده یا نوعی خدمت، بهگونهای که خواستههای مشتری را در سطح قابل قبول برآورده کند، تعبیر میشود. در اینصورت کیفیت نوعی ارزش عینی دارد که قابل اندازهگیری و سنجش است. سطح این ارزش تلویحاً براساس توافق بین مشتری و عرضهکنندگان مشخص میشود.
به هر حال کیفیت بهعنوان مجموع خواستهای مقبول مشتری دو خصوصیت اصلی دارد. یکی انتظار مشتری که محصول تولیدی باید خواستهایش را برآورده کند و دیگری کاستیهای موجود در محصول که در برآوردن هدف موردنظر با شکست روبرو میشود یا که نارضایتی بهدنبال دارد.
در این راستا صنایع تولیدی به منظور برآوردن رضایت مشتری باید از طریق فرآوردههای تولیدی در دو جهت، یکی از دیدگاه بیرونی به قصد در نظر داشتن خواستهای مشتریان فرآوردهها و دیگر از دیدگاه درونی به منظور در نظر گرفتن پیامدهای متنوع انسانی و ابزاری برای هر چه کم کردن تعداد فرآوردههای ناقص اقدام کنند.
● آگاهی از خواستهای مشتریان
برای آگاهی از خواستهای مشتری نیاز به استفاده از ویژگیهای فرآوردههای تولیدی است. این ویژگیها بیانگر انتظارات مشتری از دریافت آن فرآورده است. ویژگی در واقع توصیف یک فرآورده با بهکار بردن واژههائی در خور درک مشتری بوده. با این شرایط که واژگان بهکار برده شده با استفاده هدفمند از محصول متناسب باشد. وجود رابطه بین ویژگی و تناسب استفاده بسیار با اهمیت بوده و خطر پذیری تولیدکننده بر اثر کاربریهای متفاوت یا شکست آن فرآورده را مهار میکند. ویژگی برخی فرآوردهها با توافقهای منطقهای و جهانی، استاندارد و باعث امنیت خاطر بیشتر خریدار میشود. در این راستا همخوانی با استاندارد، وسیلهای دفاعی برای تولیدکننده است و به کاهش تأثیر ادعاهای تعهدآور قانونی برای فرآوردههای ناقص منجر میشود.
وجود یک ویژگی همچنین نیازمند آزمایشهائی است تا همخوانی فرآورده را با استانداردها نشان دهد. چنانچه این آزمایش رضایتبخش باشد، فرآورده برچسب تأیید میگیرد.
ناهمخوانی فرآورده با استاندارد، کاستیهائی را بهدنبال دارد و در واقع انحرافی در ویژگی کیفیت است. فرآوردههائی که یک یا چند کاستی دارد در هر صورت فرآوردهای ناقص بوده اما تخفیفهای ناشی از نقصها گاهی باعث جدی نگرفتن نقایص میشود.
خواستهای مشتریان از یک فرآورده بستگی به هدف مشتریان در استفاده از آن دارد. بنابراین تلاش برای رتبهبندی فرآوردههای اطلاعاتی با استفاده از سیاهه ویژگیهای کیفیت بهعنوان نمونه دقت، به هنگام بودن، دسترسپذیری، هزینه و کامل بودن فرآورده و نیز استفاده از فرآورده در سنجش کلی کیفیت آن، برای تولیدکننده نمیتواند مفید باشد؛ زیرا ارزش و اهمیت مشخصات فرآورده در نظر همگان یکسان نیست.
چرا از کیفیت صحبت میکنیم
واژه کیفیت در دنیای امروز به یک شعار اجتماعی تبدیل شده که واقعاً بر نگرشها و امیال شخصی ما در زمان انتخاب کالا تأثیر میگذارد. مسلماً این امر تولیدکننده را بهدلیل عقب نماندن از دیگران، ملزم میسازد تا بهترین کیفیت ممکن را در محصولات خویش عرضه کند. در سه دهه اخیر توجه به مسئله کیفیت منجر به توسعه روشها و مقررات بیشماری شده تا بهعنوان رهنمودهای حیاتی مورد استفاده افرادیکه مایل به باقیماندن در صحنه رقابت هستند، قرار گیرد. اولینبار روند بهبود کیفیت در صنایع ژاپن بهکار گرفته شد و امروزه تصور اینکه محصولات برقی، خانگی، قطعات خودرو، مصالح ساختمانی، محصولات غذائی و غیره از استاندارد خاصی برخوردار نباشند، غیرممکن است. در بخش خدمات، بهعلت نامحسوس بودن محصولات و مشکلات اعمال کنترل کیفیت بر آنها، حصول به استانداردها روند کندتری بهخود گرفته است، اما از زمان انتشار آئیننامه ایزو ۹۰۰۰ در سال ۱۹۸۷، تحول قابل توجهی در مقررات ناظر بر اعمال کنترل کیفیت در شرکتهای خصوصی و به همان نسبت در خدمات عمومی مشاهده شده است.
● کنترل سطوح کاستی
تولید فرآوردههای بدون نقص ناممکن است. از صنعت تولید چنین استنباط میشود که باید سطح کاستیها را تا حدود معین کنترل کرد، بهگونهای که فرآوردههای خواستهای مشتری را برآورده کند، با استانداردها همخوانی داشته باشد و با هزینه قابل قبولی نیز تهیه و تولید شود. چنین حدود قابل قبولی موجب کاهش زمان تمام شده، میشود. با پیشرفت تجربه و دانش، سطح کاستیها در فرآیند تولید کاهشیافته و کنترل نیز به همان نسبت بهتر میشود. در واقع هیچکس راضی به انجام کار بیارزش نیست و از طرفی خواست همگان این است که فعالیتهایشان دارای نوعی ارزش باشد.
رویههای بررسی مداوم همخوانی فرآیند تولید با یک استاندارد برحمایت از استعداد طبیعی انسانی به منظور انجام هر چه بهتر امور دلالت دارد، اما این واقعیت را هم نباید از نظر دور داشت که انسان گاهی اشتباه میکند.
● کیفیت کنترل و کنترل کیفیت
تبلیغات فراگیر و حمایت رسمی در راستای پذیرش مجموعه استانداردها، احتمالاً موجب سردرگمی در فهم واقعی کیفیت و چگونگی شکلگیری کیفیت میشود. مجموعه استانداردها، رهنمودهائی برای جنبههای کیفیت عملکرد یک سازمان فراهم میکند. همخوانی با استانداردها از نظر سازمان این اطمینان را به مشتری نمیدهد که خودش را با تولیدات آن سازمان متقاعد کند.
در واقع فرآیند و حصول اطمینان از کیفیت فرآوردهها به ویژگیهای کافی برای فرآورده یا خدمتی که مشتری بابت آن پول میپردازد، بستگی دارد. نخستین معضل این است که اطلاعات فقط به ابداع استانداردهای کنترل درخواستهای مشتری و کنترل سطح کاستیهای موجود در فرآوردهها و خدمات محدود میشود. پس از این مشکل، تجربه محدود تطبیق آزمایش با استاندارد مطرح میشود. مشکل دیگر اینکه کیفیت یک فرآورده اطلاعاتی به رضایتمندی از محتوای اطلاعات و سیستمی که اطلاعات را ارائه میکند، بستگی دارد و این دو عنصر احتمالاً ضمانت شرکتهای مختلف را ایجاب میکند.
استانداردهای کنترل کیفیت
یکی از استانداردهای حسابرسی، استاندارد کنترل کیفیت کار حسابرسی است که در بخش ۲۲ استانداردهای حسابرسی مطرح شده است. در این بخش، کار حسابرسی به معنای اشتغال حرفهای درحرفه حسابرسی مطرح شده و محدود به کار اجرایی نیست.
چنان که در مقدمه استانداردهای حسابرسی مصوب سال ۷۸ مطرح شده، این استانداردها مجموعهای از اصول بنیادی و روشهای اساسی و رهنمودهایی است که برای اجرای کار حسابرسی تدوین میشود. در این رابطه همواره در اصول کلی حسابرسی ذکر شده که حسابرسی باید براساس استانداردهای مربوط انجام شود. بنابراین دربند<حدودرسیدگی> گزارش حسابرسی، همیشه برهمین نکته تاکید میشود که حسابرسی براساس استانداردهای حسابرسی انجام شده است.
یکی از استانداردهای حسابرسی، استاندارد کنترل کیفیت کار حسابرسی است که در بخش ۲۲ استانداردهای حسابرسی مطرح شده است. در این بخش، کار حسابرسی به معنای اشتغال حرفهای درحرفه حسابرسی مطرح شده و محدود به کار اجرایی نیست. در این رابطه سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در دو سطح موسسات و در سطح هرکار حسابرسی مطرح شده است. بنابراین چنین برداشت میشود که طیف این استاندارد وسیع و گسترده است.
مقاله حاضر برگرفته از سخنرانی زنده یاد مرحوم سیامک جوانبخت است که در همایش کنترل کیفیت در تاریخ پانزدهم اردیبهشت سال جاری در محل سازمان حسابرسی، بوسیله ایشان برای شرکت کنندگان ایراد شد.
سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در سطح موسسات حسابرسی
موسسات حسابرسی باید سیاستها و روشهایی را تدوین و مستقر کنند تا مطمئن شوند که عملیات حسابرسی آنها براساس استانداردهای حسابرسی انجام میشود. این استاندارد یک سیستم کنترل داخلی یا محیط کنترلی برای این حرفه ایجاد میکند تا فعالیت حسابرسی بهنحو مناسب انجام شود. البته سیاستها و روشها در سطح موسسات حسابرسی بستگی به سازماندهی و حجم و گستردگی موسسات حسابرسی و مراکز جغرافیایی آنها و همچنین به رابطه منافع با مخارج بستگی دارد.
اولین قسمت سیاستها و روشهای کنترل کیفیت، الزامات حرفهای است. کارکنان موسسه حسابرسی باید به اصول استقلال، رازداری و درستکاری و رفتار حرفهای پایبند بوده و آن را رعایت کنند. بهنظر میرسد با توجه به اهمیتی که اخلاق حرفهای دارد، این موضوع در صدر سیاستها و روشها قرارگرفتهاست.
کار حسابرسی برمبنای اخلاقیات پایه گذاری شده است. سنگ بنای کارحسابرسی براساس انتخاب افرادی است که از نظر اخلاقیات در سطح بالایی قرار داشته باشند.
مهمترین ویژگی مورد نیاز برای این افراد استقلال است بطوری که باید بیطرف، رازدار و دارای رفتار حرفهای که درستکاری از مبانی آن است، باشند و نباید روابطی مالی با صاحبکار از نظر مشارکت یا سرمایهگذاریها داشته باشند.
چنانچه این ویژگی را تقویت کنیم، بهنظر میرسد استفاده کنندگان اعتماد بیشتری نسبت به جامعه حرفها ی پیدا خواهند کرد. اعتلای اخلاق و رفتار حرفهای نیاز به آموزش دارد لذا باید مبانی رفتار حرفهای را تدوین کنیم و به کارکنان موسسه حسابرسی مقاله حاضربرگرفته از سخنرانی زنده یاد مرحوم سیامک جوانبخت است که در همایش کنترل کیفیت در تاریخ پانزدهم اردیبهشت سال جاری در محل سازمان حسابرسی، بوسیله ایشان برای شرکت کنندگان ایراد شد. آموزش کامل بدهیم. این آموزش را میتوان از راههای مختلف انجام داد، به صورت اطلاعیههایی که به آنها داده میشود، یا کلاسهای آموزشی که برای آنها برگزارمیشود. همچنین به منظور داشتن اعتماد نسبت به رعایت اخلاق حرفهای ضروری است که ازحسابرسان درکارهای مختلف تاییدیهای در رابطه با استقلال و نداشتن روابط منع شده با واحدهای مورد رسیدگی دریافت شود. این مجموعه الزامات حرفهای است که بهنظر میرسد برای زیرساخت یک موسسه حسابرسی اهمیت خاصی دارد. حال اگر سازمان حسابرسی را به عنوان نمونه بررسی کنیم میبینیم که آیین رفتار حرفهای در این سازمان تهیه و تدوین شده، بخشنامههای مختلفی در رابطه باحفظ استقلال کارکنان حرفهای در واحدها، از طرف مدیریت سازمان تهیه و ابلاغ شده، ودر هنگام استخدام تاییدیهای مبنی بر رعایت اصول و موازین حرفهای از آنها دریافت میشود. ضمناً در برنامههای آموزشی سازمان نیز مبحث اخلاق و رفتار حرفهای نیز گنجانده شده که بهنحو مناسب اجرا میشود.
قسمت دوم سیاستها و روشهای کنترل کیفیت در سطح موسسات حسابرسی مهارت و صلاحیت حرفهای است. خصوصیات اخلاقی شرط ابتدایی در مورد اشخاصی است که میخواهند در این حرفه کارکنند. شرط دوم این است که این افراد باید دارای صلاحیت حرفهای و تخصصی بوده و آموزشهای لازم را نیز ببینند تا بتوانند وظایف خود را آگاهانه انجام دهند وقادر باشند با بکارگیری دانش و مهارت خویش، مراقبتهای حرفهای را در اجرای وظایف خود به کاربرند.
حسابرسان با این ویژگیها باید در ضمن کار نیز آموزش ببینند ومهارت و دانش آنها افزایش یابد. بهنظر میرسد اگر افراد ماهری را هم بکار بگیریم ولی به آنها آموزش مستمر بمنظور افزایش مهارت و دانش آنها داده نشود، کیفیت مورد انتظار حاصل نخواهد شد.
در ارتباط با انتخاب کارکنان از نظر دانش و صلاحیت فنی، روشهایی در استانداردها پیشبینی شده که نمونههایی از آن به شرح زیرا ست.
هر موسسه حسابرسی باید با توجه به نیاز پرسنلی خود که تابع حجم کارهای در دست و یا کارهایی است که در آینده به موسسه ارجاع خواهد شد برنامهای برای استخدام داشته باشد. مسئولان استخدام باید خود از صلاحیتهای حرفهای (ا داری و تخصصی) برخوردار باشند.
به منظور استخدام باید شرایط و معیارهایی از پیش تعیین شود به طوریکه این معیارها دربرگیرنده‡ متغیرهایی مانند هوش، استعداد، درستکاری، صداقت ، انگیزهها، استعداد حرفهای، سوابق تحصیلی، موفقیتها وتجارب باشد.
خرید و دانلودبا قیمت 5,500 تومان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار