این فایل در ۱۰۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زی است:
احداث شهرهاي جديد در ايران نيز بعد از انقلاب اسلامي مورد توجهمسؤولان قرار گرفت و از اوايل سال ۱۳۶۰ مطالعه و برنامهريزي آن آغاز گرديد. بههمين مناسبت، شركت عمران شهرهاي جديد زير نظر وزارت مسكن و شهرسازيشروع به فعاليت نمود و احداث ۱۷ شهر جديد را براي اسكان سرريز جمعيتي ۱۲شهر را در برنامه كاري خود قرار داد. بدين منظور وزارت مسكن و شهرسازي درراستاي نيل به اهداف تعريف شده، لايحه ايجاد شهرهاي جديد را به هيأت دولتتقديم نمود كه در تاريخي ۲۰/۹/۶۴ به تصويب رسيد.
عنوان صفحه
۱- پيشگفتار ۱
۱-۱- شهرهاي جديد در ايران
۲-۱- اهداف عمده جديد ايران
۳-۱- نكته اي در حاشيه نوسازيها
۴-۱- روشهاي طارحي محيط (نظريه هاي اثباتي و هنجاري)
۵-۱- نظرية اثباتي
۲- دانش محتوايي
۱-۲- كاهش هزينة ساخت و ساز در سطوح مختلف توانييهاي كارفرما
۲-۲- تامين قرارگاه رفتاري
۱-۲-۲- فضاهاي چندگانه عملكردي
۲-۲-۲- تعامل اجتماعي و محيط ساخته شده
۳-۲-۲- مركزيت كاركردي و محيط ساخته شده
۳-۲- انساني ساختن فضاها
۱-۳-۲- روشنايي
۲-۳-۲- فضاهاي بدون مانع
۳-۳-۲- فضاهاي متناسب با ابعاد بدن انسان و نحوة انجام فعاليت او
۴-۳-۲- طراحي اقليمي
۵-۳-۲- راحتي نگهداري از مجموعه
۶-۳-۲- جلوگيري از آلودگي محيط زيست و رعايت اصول بهداشتي
۷-۳-۲- باقي ماندن اهالي در مجموعه در شرايط مختلف اقتصادي و جمعيتي
۸-۳-۲- استفادة بهينه از فضا
۱-۸-۳-۲- استتفادة بهينه از فضاي سكونتي از سطح بالاتر از همسايگي
۹-۳-۲- خلوت (فضاي شخصي ـ قلمروپايي)
۱-۹-۳-۲- خلوت
۲-۹-۳-۲- فضاي شخصي
۳-۹-۳-۲- قلم و پايي
۱۰-۳-۲- پيش گيري از خطرات (آتش سوزي – باران شديد يا سيل – زلزله و ريزش بنا)
۱۱-۳-۲- نقشه شناختي
۱-۱۱-۳-۲- عناصر شهر از نظر لينچ
۲-۱۱-۳-۲- عناصر شهر از نظر الكساندر
۳-۱۱-۳-۲- بافت شهر (عامل بوجود آورنده شهر)
۱-۳-۱۱-۳-۲ چگونگي تركيب فضاهاي پر و خالي
۲-۳-۱۱-۳-۲- تراكم
۴-۱۱-۳-۲- فضاي محيطي و فضاي پس مانده شهري معاصر
۵-۱۱-۳-۲- ارزشهاي زيبايي شناختي محيط
۱-۵-۱۱-۳-۲- زيبايي شناس فرمي
۱-۱-۵-۱۱-۳-۲- نظم و بي نظمي
۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- قوانين گشتالت
۱-۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- اصل تشابه
۲-۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- رابط دراكي بين اجزاء مشابه و كل
۳-۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- تنوع و رابط آن با ادراك فاصله در مسيرهاي شهري
۴-۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- جهت يابي
۵-۲-۱-۵-۱۱-۳-۲- يك مرتبگي يا غير مترقبه بودن
۳-۱-۵-۱۱-۳-۲- تحقيقات تجربي اخير
۲-۵-۱۱-۳-۲- زيبايي شناسي نمادين
۱-۲-۵-۱۱-۳-۲- رويكرد يونگي نمادگرايي
۲-۲-۵-۱۱-۳-۲- نور محيط
۳-۲-۵-۱۱-۳-۲- رنگ
۶-۱۱-۳-۲- مقياس انساني
۳- شناخت
۱-۳- شناخت وضع موجود
۱-۱-۳- شناخت پرند
۲-۱-۳- شناخت عوامل
۱-۲-۱-۳- شناخت كارفرما
۱-۱-۲-۱-۳- امكانات كارفرما براي ساخت و ساز
۲-۱-۲-۱-۳- خواسته هاي كارفرما
۲-۲-۱-۳- شناخت استفاده كنندگان
۱-۲-۲-۱-۳- توزيع درصدي متقاضيان بر اساس بعد خانوار و ميانگين بعد خانوار
۲-۲-۲-۱-۳- توزيع درصدي متقاضيان بر اساس سن
۳-۲-۲-۱-۳- وضعيت تحصيلات
۴-۲-۲-۱-۳- وضعيت درآمدي و شغلي استفاده كنندگان و توانايي مالي يك خانوادة ۴ نفره براي خريد مسكن
۵-۲-۲-۱-۳- خواسته هاي استفاده كنندگان و تعيين حدود متراژ واحدهاي ۱ تا ۶ خوابه مطابق با نحوه فعاليت استفاده كنندگان
۱-۵-۲-۲-۱-۳- شناخت غير مداخله گرا
۲-۵-۲-۲-۱-۳- شناخت مداخله گرا
۱-۲-۵-۲-۲-۱-۳- بررسي مدارك تصويري
۲-۲-۵-۲-۲-۱-۳- پرسشنامه
۳-۲-۵-۲-۲-۱-۳- بدست آوردن حدود متراژ واحدهاي ۱ تا ۶ خوابه مطابق با نحوه فعاليت استفاده كنندگان
۱-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- نشيمن و پذيرايي
۲-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- ناهارخوري
۳-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- آشپزخانه
۴-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- اتاقهاي شخصي (اتاق خواب)
۵-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- سرويس
۶-۴-۲-۵-۲-۲-۱-۳- جمع بندي
۳-۱-۳- شناخت ويژگيهاي بستر طرح
۱-۳-۱-۳- موقعيت سايت و كاربردي آن
۲-۳-۱-۳- كاربردي هاي مجاور
۳-۳-۱-۳- دسترسي ها
۴-۳-۱-۳- امكانات زيربنايي
۵-۳-۱-۳- چشم اندازها
۶-۳-۱-۳- ويژگيهاي اقليمي بستر طرح
۱-۶-۳-۱-۳- دما
۲-۶-۳-۱-۳- رطوبت
۳-۶-۳-۱-۳- بارش
۴-۶-۳-۱-۳- وضعيت تابش
۵-۶-۳-۱-۳- باد
۷-۳-۱-۳- ويژگيهاي فيزيكي بستر طرح
۱-۷-۳-۱-۳- مساحت
۲-۷-۳-۱-۳- توپوگرافي
۳-۷-۳-۱-۳- نحوه هدايت آبهاي سطحي منطقه در بستر طبيعي زمين
۴-۷-۳-۱-۳- وضعيت گسلهاي منطقه
۵-۷-۳-۱-۳- مكانيك خاك
۶-۷-۳-۱-۳- پوشش گياهي
۴-۱-۳- آيين نامه و ضوابط طراحي در سايت مزبور (ناحيه تراكم متوسط)
۵-۱-۳- برسي تظابق خواسته كافرما مبني برساخت ۳۰۰ واحد مسكوني در سايت مزبور با ضوابط معماري و شهرسازي منطقه
۶-۱-۳- محاسبه حداقل قيمتي كه كارفرما بايد پروژه را بفروشد تا براي او
مقرون به صرفه باشد .
۷-۱-۳- توجيه اقتصادي طرح
۸-۱-۳- بدست آوردن سرانه مفيد مسكوني براي استفاده در برنامه تعيين حدودي متراژهاي بنمايي واحدهاي مجموعه
۲-۳- هدف
۳-۳- برنامه
۱-۳-۳- برنامه كم كردن هزينة ساخت و ساز
۲-۳-۳- برنامه تامين قرارگاه رفتاري
۱-۲-۳-۳- برنامة تأمين قرارگاه در محدودة فضاي خصوصي
۲-۲-۳-۳- برنامة تأمين قرارگاه رفتاري در محدودة فضاي همسايگي (نيمه خصوصي يا نيمه عمومي)
۳-۲-۳-۳- برنامة تأمين قرارگاه رفتاري در محدودة فضاهاي رده بالاتر از فضاي همسايگي تا كل مجموعه
۳-۳-۳- برنامة انساني ساختن فضاها
۱-۳-۳-۳- برنامة تامين روشنايي
۲-۳-۳-۳- برنامة تأمين فضاهاي بدون مانع
۳-۳-۳-۳- برنامة تأمين فضاي متناسب با ابعاد انسان و نحوه انجام فعاليت او
۱-۳-۳-۳-۳- تعيين حدود واحد همسايگي و زير محله تا ناحيه
۳-۳-۳-۳-۳- ابعاد تراس
۴-۳-۳-۳- برنامة تأمين طراحي اقليمي
۱-۴-۳-۳-۳- ميزان بهم فشردگي مجموعه
۲-۴-۳-۳-۳- شكل سقف و ايجاد سايه روي پشت بام و كوچه
۳-۴-۳-۳-۳- استفاده از گياهان
۴-۴-۳-۳-۳- جهت گيري معابر
۵-۴-۳-۳-۳- جهت گيري ساختمانها
۶-۴-۳-۳-۳- فاصلة ساختمانها
۷-۴-۳-۳-۳- درصد سطح پنجره به نماي ساختمان
۸-۴-۳-۳-۳- كوران در فضاي داخلي
۹-۴-۳-۳-۳- ظرفيت حرارتي و رنگ مصالح
۱۰-۴-۳-۳-۳- ايجاد سايه بان براي بهره گيري به موقع و بهتر از نور خورشيد
۱۱-۴-۳-۳-۳-استفاده از فضاي واسطه
۵-۳-۳-۳- برنامة تأمين راحتي نگهداري از مجموعه
۱-۵-۳-۳-۳- انرژي ارزان و در دسترس
۲-۵-۳-۳-۳- كاهش ميزان اتلاف انرژي
۱-۲-۵-۳-۳-۳-رعايت اصول طراحي اقليمي
۲-۲-۵-۳-۳-۳- جلوگيري از پرت انرژي در داخل واحد مسكوني
۳-۵-۳-۳-۳- دوام مصالح
۴-۵-۳-۳-۳- راحتي نظافت و تميز كردن بنا
۵-۵-۳-۳-۳- تعداد مناسب واحدهاي موجود در يك همسايگي
۶-۵-۳-۳-۳- تعداد مناسب واحدهايي كه از تاسيسات مشتري استفاه ميكنند.
۶-۳-۳-۳- برنامه جلوگيري از آلودگي محيط زيست و رعايت اصول بهداشتي
۱-۶-۳-۳-۳- سيستم دفع فاضلاب
۲-۶-۳-۳-۳-سيستم جمع آوري و دفع زباله
۳-۶-۳-۳-۳-استفاده از انرژي پاك
۴-۶-۳-۳-۳-راحتي نظافت و تميز كردن بنا
۵-۶-۳-۳-۳-مكان دستشويي در نظام فضايي واحد مسكوني
۶-۶-۳-۳-۳- قرار دادن حريم بين در ورودي واحد مسكوني و بقيه فضاها
۷-۶-۳-۳-۳- برنامه يافتن تدابيري براي باقي ماندن اهالي در مجموعه در شرايط مختلف اقتصادي وجمعيتي
۸-۶-۳-۳-۳- برنامه ريزي براي استفاده بهينه از فضا
۱-۸-۶-۳-۳-۳- برنامه استفاده بهينه از فضا در سطح واحد مسكوني
۱-۱-۸-۶-۳-۳-۳- استفاده چندگانه از فضا
۲-۱-۸-۶-۳-۳-۳- به حداقل رساندن فضاهاي ارتباطي و ذون بندي در طراحي
۳-۱-۸-۶-۳-۳-۳- متصدي طراحي كردن فضاها
۴-۱-۸-۶-۳-۳-۳- استفاده از ظرفيت خالي وسايل
۲-۸-۳-۳-۳-برنامه استفاده بهينه از فضاي سكونتي از سطح بالاتر از همسايگي
۹-۳-۳-۳- برنامه تأمين خلوت (فضاي مشخص – قلم و پايي) يا فضاي قابل دفاع
۱-۹-۳-۳-۳- قلم وپايي
۲-۹-۳-۳-۳- نقش جداره و بدنه
۱-۲-۹-۳-۳-۳- بدنه سيان صافي ورودي
۲-۲-۹-۳-۳-۳- امكان مراقبت از فضاي همسايگي بدون ديده شدن توسط ديگران (با رعايت عدم اشرافيت)
۳-۲-۹-۳-۳-۳- جداره حافظ امنيت صوتي و شنيداري
۴-۲-۹-۳-۳-۳- جداره هاي متحرك در داخل فضا
۳-۹-۳-۳-۳- تامين فضاي شخصي (شخصي سازي)
۴-۹-۳-۳-۳- تعيين مكان مناسب براي پروژه
۱۰-۳-۳-۳- برنامة پيش گيري از خطرات
۱-۱۰-۳-۳-۳- آتش سوزي
۲-۱۰-۳-۳-۳- باران شديد يا سيل
۳-۱۰-۳-۳-۳- زلزله و ريزش بنا
۱۱-۳-۳-۳- برنامه تامين نقشه شناختي (زيبايي شناختي – مقياس انساني) يا قواعد شكل گيري فضاي مثبت الكساندر
۱-۱۱-۳-۳-۳- ارتباط توده با فضاي پيرامون
۱-۱-۱۱-۳-۳-۳- محصور كردن فضا
۲-۱-۱۱-۳-۳-۳- آگاهي از فضا
۲-۱۱-۳-۳-۳- ويژگي توده
۱-۲-۱۱-۳-۳-۳- هم پيوندي عناصر شهري و واحدهاي مسكوني
۲-۲-۱۱-۳-۳-۳- تركيب (كمپوزيسيون)
۳-۲-۱۱-۳-۳-۳- نقش جداره در تعريف فضاي شهري
۱-۳-۲-۱۱-۳-۳-۳- كاركرد تجسمي بدنه
۲-۳-۲-۱۱-۳-۳-۳- بازنمايي انتقال بارها در جداره
۳-۳-۲-۱۱-۳-۳-۳- خوانايي جداره
۴-۳-۲-۱۱-۳-۳-۳- طراحي جداره ها
۴-۲-۱۱-۳-۳-۳- ساخت و ساز مركب ساز و كار ايجاد تنوع در احجام ساختماني
۳-۱۱-۳-۳-۳- ويژگيهاي فضا
۱-۳-۱۱-۳-۳-۳- ايجاد فضاهاي متباين
۲-۳-۱۱-۳-۳-۳- رعايت مقياس و تناسب
۴-۱۱-۳-۳-۳- ويژگي دسترسي و خيابان
۱-۴-۱۱-۳-۳-۳- خيابان طراحي شده به مثابه فضا
۲-۴-۱۱-۳-۳-۳- جداسازي سواره و پياده
۳-۴-۱۱-۳-۳-۳- الگوي خيابانهاي محله
۵-۱۱-۳-۳-۳- ويژگيهاي پاركينگ
۴-۳- گونه شناسي و بررسي نمونه ها
۱-۴-۳- ساخت و ساز پيراموني
۱-۱-۴-۳- نمونة ۱: مجموعة Hollainhof
۲-۱-۴-۳- نمونة ۲: مجموعةمسكوني و اوان
۳-۱-۴-۳- نمونة ۳: مجموعةTitan تيتان
۴-۱-۴-۳- نمونة۴: دهكده آسيايي دهلي نو
۲-۴-۳- ساخت وساز خطي (خطي در امتداد خيابان و خطي در رديفهاي موازي)
۱-۲-۴-۳- نمونة ۱: مجموعةOchsenanger Bomberg
۲-۲-۴-۳- نمونة ۲: مجموعة Selfbuit Housing in palenciana
۳-۴-۳- ساخت و ساز مجموعه اي
۱-۳-۴-۳- نمونه: مجموعة Housing in Rue Leblanc
۴-۴-۳- ساخت وساز تركيبي (تركيب گونه هاي مختلف ساختماني)
۱-۴-۴-۳- مجموعةمسكوني همدان
۵-۴-۳- ساخت و ساز مسكوني با ارتفاع متوسط
۴- طراحي و ارائه آلترناتيوها
۵- گزينش
۶- منابع و مأخذ
۱-۶- منابع داخلي
۲-۶- منابع خارجي
چکیده:
– اهداف عمده شهرهاي جديد ايران:
۱- اجراي طرح كالبندي ملي و توزيع مناسب جمعيت و اشتغال در سطحكشور در ارتباط با هدفهاي استراتژيك
۲- ايجاد مناطق مسكوني براي فعاليتهاي جديد اقتصادي
۳- كمك به اجراي كمي وكيفي برنامههاي توسعه مسكن و ايجاد تعادل دربازار مسكن
۳-۱- نكتهاي در حاشيه نوسازيها:
تجربه نشان داده است كه پيشبيني طرحهاي جامع و اي بسا طرحهايتجديدنظر به علت شرايط ويژه ساخت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي جامعه با آنچهكه در عمل در شهرها اتفاق ميافتد، همخواني ندارد. وفاق با هويت معماري وپيوند با حلقههاي پرارزش گذشته، در ساخت و سازهاي جديد از طريق تفكيكهايمتداول به صورت خيابانهاي موازي و يكنواخت با مقررات وضوابط طرحهايجامع ميسر نيست.
مجموعههاي مسكوني بسيار يكنواخت و فاقد فضاهاي عمومي و ارزشهايبصري ميباشند.
۴-۱- روشهاي طرح محيط: (نظريههاي اثباتي و هنجاري)
در حال حاضر طراحان قادر به استفادة صحيح از نظريهها نيستند. به ايندليل كه افراد حرفهاي بيشتر با استفاده از نظريههاي هنجاري و با تكيه بر ادراكشخصي طراحي كردهاند. و در استفاده از نظريههاي اثباتي كه بعضي آن را نظريهتبييني مينامند و توصيف و تبيين روشن پديدهها و فرآيند شكلگيري آنها، ضعيفبودهاند. در نتيجه هرگاه طراحان براي مردمي با الگوهاي رفتاري و ديدگاههايارزشي متفاوت طراحي كردهاند در ادراك اثر طراحي بر زندگي مردم به نتايجاشتباهي رسيدهاند.
با توجه به آنكه رشتههاي تحقيقي و علمي در حال چالش و تغيير مداومهستند، بشدت از جهت بنيانهاي نظري مورد توجه و نقد قرار گرفتهاند. اين توجه ونقد، بويژه در معماري و شهرسازي امروزه وجود داشته است.
يكي از محدوديتهاي اساسي نهضت معماري تجدد، تدوين نشدن مبانينظري آن عنوان شده است. بايد اين نكته را ذكر كرد كه بسياري از طراحان بويژه،معماران از وضع موجود راضياند، آنها معتقدند كه دانش موردنياز طراحي خوببيش از آنچه با كشف و شهود بدست ميآيد، نيست. آنها معتقدند كه معرفت حاصلاز درك عمومي جامعه براي طراحي كفايت ميكند و اعتقاد دارند هدف معماريبيان شخصيت مستقل آن ميباشد. (Norberg – Schulz 1965)
اگرچه بسياري از طرحهاي خوب از اين طريق بوجود آمدهاند، اما مخارجروزافزون ساختمان و گوناگوني استفاده كنندگان از محيطهاي طراحي شده،طراحي براساس نظم شخصي را با ابهام مواجه ساخته است.
اگر طراحان به زبان خصوصي تكلم كنند از هم آهنگ كردن رشتههاي ديگرعاجز خواهند ماند. در رشتههاي ديگر ارباب تخصص مورد احترامند براي آنكه نهفوراً ولي سرانجام ميتوانند كارهاي خود را توضيح دهند. معمار متخصصمعمولاً با توسل به معجزات و نبوغ هنرمندانه خويش كه مدعي آن است، جلباحترام ميكند.
در دهههاي ۷۰ و ۸۰ ميلادي با رشد مكتب فراتجدد، تغيير جهتي در توجهطراحان به زيباييشناسي نمادين و تاحدودي نيز به جنبههاي اجتماعي طراحيايجاد شد. نتيجه اين حركت بجاي تغيير بنيادين فكري، ارائه شيوههاي جديدزيباييشناختي بود. پايه معرفتي و مباني نظري هر حرفهاي نياز به يك ساختاراوليه قوي دارد.
در حال حاضر اساس مباني نظر معماري بر ديدگاههاي افراد معمار يا مكاتبفكري معماري استوار است. اين مباني بر هنرمند بودن معمار و بر باورهاي فرديمعماران در مورد معماري خوب تأكيد دارد. توجيه اين باورها و جهانبينيمعماران كمتر به روشني بيان شده است. طراحان حرفهاي اطلاعات زيادي از جهانهستي را در ذهن خود محفوظ نگاه داشتهاند. معرفت شخصي يك معمار دردسترس ديگران نيست و امكان آزمودن و كاربرد آن وجود ندارد.
مباني نظري اثباتي، درك ما را از محيطهاي طبيعي و ساخته شده و نقشي كهدر زندگي مردم دارند بالا ميبرد. همان گونه كه گفته شد، مباني نظريه اثباتي،پژوهش و حرفه معماري، در تداوم و پيوستگي كامل هستند. اين تداوم با آزمونفرضيهها بدست ميآيد. بدين ترتيب كه هر طرح شهري، طرح منظر يا طرح يكساختمان، فرضيه يا مجموعهاي از فرضيههاست كه در چارچوب نظريههايمعماري آزموده ميشود. اين آزمون ميتواند از طريق ارزيابي نظام يافته بنايساخته شده با نظرخواهي از طراح، تأمين كننده مالي و استفاده كنندگان، پس ازبهرهبرداري از آن انجام پذيرد.
عكس
الف – مدل مفهومي نظريه هنجاري براي رشتههاي طراحي
ب – مدل مفهومي نظريه اثباتي براي رشتههاي طراحي
۵-۱- نظريه اثباتي:
نظريه اثباتي در رشتههاي طراحي مانند ديگر رشتههاي كاربردي شاملنظريههاي محتوايي و رويهاي است. نظرية محتوايي به ماهيت پديدههايي كهمعماران و ديگر طراحان با آن سر و كار دارند، ميپردازد. موضوع نظريه محتوايي،كيفيت محيط و چگونگي عملكرد آن و قابليتهاي آن براي تأمين نيازهاي جسماني ورواني انسان است. بنابراين براي تعريف مسائل نظري رشتههاي طراحي مدلي ازنيازهاي انساني موردنياز است. يكي از مهمترين مدلهاي مبنا متعلق بهروان شناسي بنام آبراهام مازلو (۱۹۵۴) است. در ارضاي نيازهايي كه آبراهاممازلو تشخيص داده است. تأمين امنيت، احساس تعلق، عزت نفس، خودشكوفايي ورضايت شناختي و زيبايي شناختي نقش مهمي دارند.
نظرية رويهاي با ماهيت رويه عملي طراحي در رشتههاي طراحي محيط، سرو كار دارد. فرآيندهاي طراحي ميتوانند جزييات بيشتري داشته باشند. اينفرآيندها اگر علمي نباشند، حداقل ميتوانند با موشكافي بيشتري تدوين شوند.فرآيند طراحي به هر حال نميتواند كاملاً علمي باشد ولي با استفاده از روشهاي علميو شبه علمي ميتواند توصيف و تبيين شود.
بنابراين به طور كلي نظريه رويهاي به دانش فرآيند تحليل، ابداع و ارزيابي ونظرية محتواي به معرفت محيط، استفاده مردم از آن، چگونگي ارتباط مردم درمحيط و نگرش مردم به محيط مربوط ميشود.
هدف تدوين نظرية محتوايي كاهش عدم قطعيت تصميمگيريهاي طراحياست. در دورهاي طولاني پرداختن به فرآيند طراحي منع شده بود و بيم آن ميرفتكه درك فرآيند طراحي، تفكر خلاقانه و نقش خلاقانه طراحان را مختل سازد. بسيارياز طراحان معتقدند كه فرآيند طراحي پيچيدهتر از آن است كه قابل توضيح باشد.اين موضعگيري قابل قبول نيست زيرا پذيرفتن آن سؤالهاي جدي از رشته معماريرا بدون پاسخ ميگذارد و در نتيجه مانع پيشرفت آن ميشود.
فرآيند طراحي تحت تأثير زمينه وقوع آن و نگرش طراح به جهان هستي است.اين فرآيند به ميزان زيادي تحت تأثير نظريه محتوايي طراح است. دانش حاصل ازارزيابي نتايح عملي طراحي موجب تقويت يا تغيير نظريه محتوايي ميشود. مراحلاصلي فرآيند طراحي محيط به دليل آنكه فرآيندي از تصميمگيري است ميتواند يكمدل عمومي تصميمگيري به حساب آيد.
شناخت، طراحي، گزينش و اجرا و ارزيابي پس از بهرهبرداري و اجرا مراحلاصلي فرآيند طراحي محيط هستند كه در ارتباط تنگاتنگ با دانش محتوايي طراحقرار ميگيرند. مرحلة شناخت خود شامل مراحلي تحت عنوان شناخت اوليه و تعيين هدفو برنامهريزي ميباشد.
افرادي كه بيشتر در حرفه طراحي فعال هستند، ترجيح ميدهند اين مراحل رابرنامهريزي، طراحي، ارزيابي و تصميمگيري، اجرا، ارزيابي پس از بهرهبرداريبنامند. فرآيند طراحي محيط به طوركلي فرآيندي خطي است ولي لزوماً هر مرحلهپس از اتمام مرحله قبل آغاز نميشود.
روش فني كه انجام عقلايي و عيني يك مرحله فرآيند را به طور كامل ميسرسازد وجود ندارد، فرآيند شامل شمار قابل توجهي رد گمشده است. هرگاه كه برايطراحي اطلاعات بيشتري نياز باشد يا طراحي نتواند به مجموعهاي از نيازها پاسخگويد، در فرآيند رَدهاي گمشده و كمبود اطلاعات وجود دارد. (Zeisel 1981)
فرآيند طراحي، جدلي است و شامل پيشبيني و ارزيابي پيشبينيهاست.پيشبينيهاي مطلوب به نظريههاي خوب در مورد پديدة موردنظر وابستهاند.
عكس
– مدل عمومي استفاده از نظريةاثباتي (نظريههاي رويهاي و محتوايي) درطراحي محيط
۲-دانش محتوايي
كيو آيزومي معتقد است كه بعضي از ساختمانها براي كاركرد درستماشين و تجهيزات طراحي شدهاند تا افرادي كه با اين تجهيزات كار ميكنند و درساختمانهاي ديگري به نيازهاي مردم بيشتر اهميت داده ميشود. آيزومي گونه اولرا آنتروپوزميك و گونه دوم را آنتروپوفيليك (انساني) ناميده است. درساختمانهاي آنتروپوفيليك بايد محيط قابليتهايي براي تأمين نيازهاي انسان داشتهباشد و با او وفق پيدا كند. طراحي يك مجموعة مسكوني از زمرة همين فضاهايآنتروپوفيليك است. قابليتهاي موردنظر ما همان مدل سنتي ويتروويوس يعنيسودمندي – استحكام – زيبايي است، كه براي تأمين نيازهاي انساني تشخيص دادهشده توسط آبراهام مازلو (۱۹۵۴) شامل امنيت – احساس تعلق – عزت نفس -خودشكوفايي – رضايت شناختي و زيبايي شناختي بكار گرفته ميشود.
در مورد قابليتهاي محيط براي رفع نيازهاي انسان ابتدا نظرات سر.ج. چرمايف وكريستوفر الكساندر و همچنين كوين لينچ را بررسي مينماييم و سپس به تعاريفي از خانه اي نگريم هك در همة آنها به نوعي به قابليتهاي محيط مطلوب براي پاسخگويي به نيازهاي انساني اشاره شده است:
الف – نظريات سر. ج. چرمايف و كريستوفر الكساندر:
در كتاب عرصههاي زندگي جمعي و زندگي خصوصي بر بعضي از معيارهابدين گونه تأكيد شده است:
۱- مقياس انساني 2- حفظ ايمني و امنيت فرد 3- آلودگي هوا و اختلالآرامش دروني 4- تمايز عوامل و عرصههاي مختلف شهر (جدابودن عرصهها)
ب – كوين لينچ در كتاب Good city form به ارائه معيارهاي ۷ گانه برايمحيط زيست خوب شهري ميپردازد:
۱- قابليت زيست 2- قابليت درك 3- انطباق خوب فرم بر عملكرد 4-دسترسي مناسب 5- قابليت كنترل، مراقبت، نظارت 6- كارآيي 7- عدالت
ج – تعاريف خانه
۱- خانه جايي است كه ساكنان آن احساس ناراحتي نكنند و اندرون خانه ياجايي كه زن و بچه زندگي ميكنند ميبايست تنوع زيادي داشته باشد، تا احساسخستگي پيدا نشود. (استاد پيرنيا)
۲- خانه پوششي است كه در تطابق با برخي از شرايط رابطه صحيحي مابينمحيط خارج و پديدههاي زيستي انسان برقرار ميسازد. در خانه، بايد يك فرد يا يكخانواده زندگي كند، يعني اينكه راه برود، بخوابد، دراز بكشد، ببيند، فكر كند.(لوكوربوزيه)
۳- خانه مركز جهان است براي ساكنانش و براي محلهاش، شاخصترين بنادر تحكيم مكان. (مور)
۴- خانه در درجه اول يك نهاد است و نه يك سازه، و اين نهاد براي مقاصدپيچيدهاي بوجود آمده است. از آنجا كه احداث يك خانه پديدهاي فرهنگي است، شكلو سازمان فضايي آن بشدت تحت تأثير فرهنگي است كه بدان تعلق دارد. حتي در آنزمان نيز كه خانه براي بشر اوليه به عنوان سرپناه مطرح بود، عملكرد فضا تنها درفايده، صرف فضاي عملكردي، خلاصه نميشد. وجه سرپناهي به عنوان وظيفهضمني ضروري و انفعالي مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه، ايجاد محيطي برايزندگي خانواده به مثابه واحد اجتماعي بود. (راپاپورت – خلاصه شده از كتاب شكلخانه و فرهنگ)
۵- از ميان فضاهاي پيراموني، خانه بلافصلترين فضاي مرتبط با آدمي استكه انسان به طور روزمره از او تأثير ميگيرد. اولين فضايي است كه آدمي احساستعلق فضايي را در آن تجربه ميكند و مجموعه حواس پنجگانه دائماً سرتاسر آن راطي ميكند و در مدت زمان كوتاهي بدان خو ميگيرد.
با قیمت 7,500 تومان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار