این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در سالهاي اخير «مديريت دانش» به يك موضوع مهم و حياتي و مورد بحث در متون تجاري تبديل شده است. جوامع علمي و تجاري هر دو بر اين باورند كه سازمانهاي با قدرت دانش ميتوانند برتريهاي بلند مدت خود را در عرصههاي رقابتي حفظ كنند. منابع نقد و بررسي و چشماندازهاي رقابتي سازمانها نشان دهندة تأثيرات اين ديدگاه در عرصههاي استراتژيك سازمانهاي تجاري است اگر چه مديريت، آگاهي از پتانسيلهاي منابع دانش است، اما هنوز اتفاق نظري دربارهي ويژگيهاي اين دانش و روشهاي بهرهگيري از آن وجود ندارد. محققين و دانشگاهيان ديدگاه متفاوتي در خصوص مديريت دانش اتخاذ كرده و گسترهاي از راهحلهاي فناوري تا مجموعهاي از دستورات عملي را در نظر دارند
دانايي مهمترين سرمايه هر سازمان است چرا كه منجر به ارزش افزوده بوده و عدم برخورداري از اين موهبت در هر انسان رقابت و برخورد با چالشها را مشكلتر مينمايد. در عصر حاضر مبناي ثروت آفريني، دانش و تخصص است. صنعت بيش از هر زمان ديگر به علم و دانش فكر متكي شده است. دانش پايه جديد ثروت است وقتي به برههاي برسيم كه دانش مبناي خلق ثروت باشد كاركردن و ياد گرفتن مفهومي يكسان خواهند داشت. در اين عرصه وجود افراد دانش پذير اساس رقابت در فضاي جهاني شدن است و كاميابي يا ناكامي اقتصادي شركتهاي امروز به كم و كيف دانش و تخصص آنها بستگي دارد. اين تفكر نيز بطور روز افزوني گسترش يافته كه هر سرمايهاي با هزينه كردن كاهش مييابد مگر سرمايه دانايي و دانش سازمان كه هر چه بيشتر هزينه شود انبوه تر و ثمربخش تر ميشود. اكثر سازمانها پذيرفتهاند كه بايد بعنوان تنها مزيت رقابتي پايدار بر كاركنان خود متكي باشند و به ارتقاي دانش، مهارت و قابليتهاي آنان اهتمام ورزند. لذا بقاي سازمان در عرصه رقابت به حفظ، توسعه و بهره برداري از قابليتهاي كاركنان آن منوط شده است و سازماني كه نتواند مهارت، دانش و توانايي خود را توسعه دهد و از آن در افزايش بهره وري استفاده كند قادر نيست هيچ يك از منابع خود را به نحو مطلوب توسعه دهد. در اين ميان سازمان يادگيرنده سازماني است كه در آن افراد بطور مستمر قابليتهاي خود را افزايش ميدهند تا نتايجي را كه واقعاً ميخواهند ايجاد نمايند. جايي كه الگوهاي جديد و گسترده تفكر، پرورش مييابد و جايي كه افراد بصورت مداوم ياد ميگيرند و به يكديگر ياد ميدهند. بهرحال سيستم پذيرش و بررسي پيشنهادات كاركنان از جمله تكنيكهاي موثر در نظام مديريت نوين است كه اغلب صنايع و كارخانجات علاوه بر اثرات چشمگير اقتصادي، موجبات مشاركت هر چه بيشتر كاركنان در اداره امور را فراهم ساخته است. يكي از ابزارهاي كارآمد به منظور انتقال و تسهيم دانش در سازمان يادگيرنده، مديريت دانش ميباشد. مديريت دانش، مديريت آشكار و نظامند دانش اساسي و فرآيندهاي خلق، جمع آوري، سازماندهي، پخش و استفاده بهرهبرداري مرتبط با آن است كه مستلزم انتقال دانش شخصي به دانش شركت است. تعريف ديگر آن است كه مديريت دانش استفاده از روش سيستماتيك براي ايجاد محيطي است كه دانش بتواند به آساني به اشتراك گذاشته شود و در دسترس همه باشد و شامل سلسله فعاليتهاي پويا از جمله : ايجاد، تشخيص، مرور كردن و اعتبار بخشيدن، تطبيق و استفاده از دانش است. اگر جريان خوب مديريت شود دانش فردي تبديل به دانش گروهي و سپس سازماني ميگردد كه قابليت اجرايي دارد.
دلايل گرايش به مديريت دانش در سازمانها:
• افزايش مشاغل مبتني بر خلق و استفاده از دانش.
• جهاني شدن، رقابت و اينكه سازمان استفاده كننده از دانش ميتواند قيمت را در بازار رهبري كند.
• نوآوري موفق
• سازماندهي مجدد و كوچك كردن ساختار
• به اشتراك گذاشتن بهترين عملكردها
مديريت زنجيره تأمين شامل فرآيند اتخاذ تصميماتي يكپارچه در سطوح استراتژيكي، تاكتيكي و عملياتي ميباشد. افزايش توان رقابتي جهت بقا و ادامه حيات از جمله دغدغههاي عمده مديران ارشد و مياني در سطح هر سازمان ميباشد. رشد سريع تكنولوژيهاي و در اكثر موارد هزينههاي گزاف انجام مهندسي مجدد و تعويض تكنولوژي، تصميم گيري در ارتباط با نگهداشت تكنولوژي و انجام تكنيكهاي بهبود مستمر و يا تعويض آنرا به يكي از تصميم گيريهاي حياتي مديران مبدل ساخته است. حتي در برخي از موارد آخرين سطح تكنولوژي بدليل حذف بيش از پيش نقش نيروي انساني و به طبع آن قوه خلاقيت و ابتكار، توانايي چنداني در رقابت با تكنولوژي پيشين در جلب تقاضا ندارد. نقش مديريت سازمان در دستيابي به اهداف آنچنان برجسته است كه سازمانهاي هر جامعه را گردونههاي تحقق هدفهاي آن ميدانند از جمله چالشهاي اساسي سازمانهاي امروز رقابت است كه نه تصادفي و نه مبتني بر اقبال و بخت است براي پيروزي در اين عرصه تدابيري نظير انعطاف پذير ساختن سيستمهاي توليد در راستاي پاسخگويي به نيازهاي بازار مورد تأكيد قرار گرفته و اينگونه انعطافها فقط با برخورداري سازمان از ويژگيهاي مناسب از جمله ساختار مطلوب ميسر است بعبارت ديگر استراتژي رابطهاي بسيار نزديك با هم دارند به صورتي كه در حال حاضر استراتژي يكي از عوامل اصلي تعيين ساختار به حساب ميآيد و بازنگري ساختار اداري سازمانها در راستاي هدفهاي سازمان يك نياز است. منابع انساني مهمترين سرمايههاي كسب و كار هستند و اقدامات و سياستهاي پرسنلي خوب و صحيح بعلاوه توانايي مدير در استفاده از تمايل و قابليتها و انرژيهاي فكري و فيزيكي كاركنان مهمترين عامل موفقيت بنگاههاي كوچك و متوسط هستند و در واقع نيروي انساني متخصص و پرورش يافته مهمترين مزيت رقابتي پايدار است. امروزه نظريه هوش عاطفي به تبع بالا رفتن ارزش ارتباطات انساني رشد بالايي را داشته و يكي از مباحث پرطرفدار براي سازمانها و شركتهاي تجاري ميباشد هوش عاطفي بعنوان يكي از مهمترين مهارتهاي انساني نقش مهمي را در موفقيت مديران ايفا ميكند. امكان تدوين يك برنامه استراتژيك در تمام دوران عمر يك سازمان ميسر است ولي مهمتر از يك برنامه استراتژيك خوب، توانايي اجراي خوب آن ميباشد. عواملي مانند عدم تعهد مديريت ارشد سازمان، مهيا نمودن پيش فرضهاي لازم براي جاري شدن استراتژيها. عدم هماهنگي سازمان با دوره عمر و … سبب اجراي نادرست برنامه استراتژي گشته و متعاقباً تحميل هزينهها، دلسردي ياس كاركنان را سبب ميگردد. برنامه ريزي استراتژيك يك فرآيند همراه با تغيير و تحول در سازمان ميباشد كه اين تغييرات همواره با صرف هزينههاي متناسب با خود همراه ميباشد برخي از سازمان بر اين باورند كه با بكارگيري فناوري اطلاعات در فرآيند توليد به يك سلاح رقابتي قوي دست يافتهاند و بدينوسيله ميتوانند هزينهها را كاهش دهند ولي بايد خاطر نشان ساخت تا زماني كه در اين مسير به طراحي ساختار سازمان و مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار توجه نشود از تمام ظرفيتها و قابليتها نميتوان بهره برد.
در بازارهاي رقابتي سازمان بايستي بطور هوشمندانه به دنبال خلق و حفظ مزيتهاي رقابتي باشد تا از اين طريق بتواند ضمن غلبه بر رقباي خود براي ذينفعان خويش ايجاد ارزش كند. براي ايجاد مزيت رقابتي بايستي از توانمنديهاي داخلي،موضع محيطي و قابليتهاي بازاريابي استفاده بهينهاي شود و در صورت مناسب نبودن هر كدام از اين موارد نسبت به ايجاد و بهبود آنها در سازمان سرمايه گذاري گردد. اين مزيتها بايستي بر مبناي چارچوب اتكا ارزشمند، غير قابل تقليد، كمياب و قابل اداره باشند و نيز مبتني بر منابع و قابليتهاي دانش ايجاد شده باشند تا از خاصيت پايداري برخوردار شوند. شايستگيهاي اطلاعاتي و ارتباطي نيز در ايجاد و پايدار سازي مزيت رقابتي موثر خواهند بود. بهبود بهره وري در سازمانها تابع و نتيجه كارايي مديريت است كه با مديريت علمي مترادف ميباشد افزايش بهره وري و حفظ رشد آن، هدف و مسئوليت اصلي مديريت است و در واقع ايجاد شرايط مناسب براي سطح كاركرد بالاتر، اساس مديريت بهره وري است. در عين حال بهبود بهره وري يك فرآيند تغيير است. بنابراين براي افزايش بهره وري لازم است مديريت تغيير برقرار گردد. اين امر به مفهوم ايجاد انگيزه تحرك و تغيير است و مهم است كه مقياس و سرعت تغيير را در تمام عناصر سازمان كه شامل افراد و ساختار نيروي انساني، طرز نگرشها و ارزشها، مهارتها و آموزش تكنولوژي و تجهيزات توليدات و بازار است طرح ريزي و هماهنگ كنيم. مأموريت سازمانهاي تحقيقاتي در جهت تحقيقات بنيادي، كاربردي، توسعهاي و حتي پشتيباني فني و اجراي پروژههاست اما اين يافتهها و نتايج تحقيقاتي تا هنگامي كه در عرصه عمل استقرار نيابند و عوايد آنها نصيب جامعه نشود نميتوانند منشأ رفاه عمومي و ثروت انسان باشند. دنياي امروز در عصري كه ساختار فكري آن آكنده از عمق بخشيدن به اطلاعات و توجه به مشاركت نيروي انساني عملكردي است مديريت هوشياري را در جهت استفاده از ابزاري بنام دانش براي رويارويي و مقابله با عوامل عدم اطمينان، حفظ موقعيت و ايجاد خلاقيت و نوآوري جهت گسترش عرصه رقابتي خود ميطلبد. سازمانهاي پيشرو دنيا به صورت گستردهاي از مدل سرآمدي سازمان استفاده ميكنند. سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان يا ERP بستههاي نرم افزاري از پيش طراحي شده و از پيش مهندسي شدهاي هستند كه براي پردازش تعاملات اطلاعاتي درون سازمان و تسهيل يكپارچگي اطلاعات و برنامه ريزي بهتر و پاسخگويي سريعتر به نيازهاي مشتريان طراحي شدهاند.
خرید و دانلودبا قیمت 4,500 تومان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار