این فایل در ۱۰۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
همانطوريكه اشاره شد، هر سيستم شامل اجزاء و عناصر داخلي آن ميباشد كه ممكن است به صورت عنصري ساده يا سيستمي پيچيده وجود داشته باشد و هر چه سيستم بزرگتر و پيچيده تر باشد، احتمال اينكه واجد عناصر پيچيدهتر و بزرگتري باشد وجود دارد و در شرايطي كه عناصر يك سيستم به حدي بزرگ و پيچيده باشند كه خود يك سيستم بوده باشند، به اين سيستمها، سيستم فرعي ميگويند. به عنوان مثال، ميتوان به جايگاه واحدها در اركان دولت اشاره نمود. به اين صورت كه در بدنه دولت، هر وزارتخانه سيستم فرعي آن بوده و واحدهاي زير سيستم آن وزارتخانه نيز سيستم فرعي آن بشمار ميآيند.
تداخل سيستمها
در مباحث سيستماتيك، بعضاً ممكن است هر سيستمي در چندين سيستم ديگر و به صورت همزمان قرار داشته باشد. جايگاه و وضعيت يك فرد در سيستمهاي خانواده، محل تحصيل، محل كار و، نمونه بارزي از تداخل احتمالي مورد بحث ميباشد.
نيروهاي پيوستگي و گسستگي سيستم
در هر سيستمي عناصري در جهت ايجاد پيوستگي فعاليت ميكنند و عناصري نيز در راستاي گسستگي آن، حركت مينمايند كه به ترتيب به آنان عناصر پيوند و تفرقه ميگويند.
به چند نمونه ذيل، در انواع سيستمهاي طبيعي، اجتماعي و توجه نماييد.
۱- در سيستم بدن موجودات زنده، زائدات توليد شده بر اثر متابوليسم آن، كه عموماً ميتوانند در اثر ازدياد، اثرات سوء داشته باشند. به عنوان عامل گسستگي مطرح ميشوند و در برابر آن عواملي در تلاش براي دفع اين زائدات و يا سموم از بدن ميباشند تا بتوانند سيستم را در حالت تعادل حياتي خود نگاه دارند، به اينها عوامل پيوستگي گويند.
۲- در يك نظام اجتماعي، تقابل گروههاي ذينفع، بويژه در شرايطي كه منافع كل جامعه را تحت تاثيرات بعضاً غير مطلوب خود قرار ميدهد، به عنوان عامل گسستگي آن محسوب ميشود و در مقابل، نيروهاي حافظ منافع جامعه و مرتفع كننده ناهنجاريها، عامل پيوستگي و ادامه حيات سيستم هستند.
۳- در منظومه شمسي، نيروهاي متمايل به مركز، عامل گسستگي بوده و نيروي جاذبه، عامل پيوستگي محسوب ميشود.
۴- تفرق مذهبي، اختلافات قومي و قبيلهاي عوامل گسستگي سيستم جامعه هستند و هويت ملي و مذهبي نيروهاي پيوستگي ميباشند.
۵- تهاجمات فرهنگي به يك جامعه نيروي گسستگي آن ميباشند و هويت فرهنگي جامعه عامل پيوستگي آن است.
آشنايي با مفهوم سازمان و انواع آن
واژه «سازمان» كاربري وسيعي دارد و در ابعاد مختلف اجتماع ميتوان انواع سازمان و در مقياسهاي متنوع آنرا مشاهده نمود.
در هر حال، سازمانها چه كوچك و چه بزرگ، حداقل سه ويژگي دارند:
۱- آنها از افراد تشكيل شدهاند.
۲- براي نيل به اهدافي مشخص، فعاليت دارند.
۳- نياز به درجاتي از محدوديت و مرزبندي در خصوص رفتار اعضاي خود دارند.
بنابراين، اين يك سازمان تشكيل ميشود از دو يا چند نفر كه به يك روش هماهنگ براي رسيدن به نتايج گروهي فعاليت ميكنند. در اين قسمت، برخي از تعاريف رايج و معتبر از واژه سازمان مطرح ميشود. به اين ترتيب،سازمان عبارتست از:
• همكاري مشترك افراد جهت انجام مقاصد و نيل به اهداف مشترك و از پيش تعيين شده
• در مفهوم كلي، روابط منظم و مستمر افراد واجد وظايف و مسئوليتهاي متفاوت ولي با اهداف مشترك
• مجموعه روابط منسجم و عقلايي بين افراد داراي وظايف متعدد و متنوع، به حدي كه كثرت تعداد آنان فاقد شرايط اشتراك و تماس نزديك بوده و به منظور تأمين اهداف خاص تعيين شده است.
• اجتماع انسانهايي با عقايد و تفكرات نتنوع كه همگي بايستي جهت نيل به اهداف مشخص يكديگر، همكاري و همگامي منسجم داشته باشند و از امكانات فن آوري، مالي و تداركاتي نيز نيروي انساني به طور توأماً استفاده نمايند و هر يك از اعضا يا گروههاي شركت كننده، در قبال آنكه از خود فعاليتي را بروز ميدهند، منفعتي را دريافت ميدارند.
• همكاري مشترك افراد در جهت انجام مقاصد مشتركي كه در پيش دارند.
• اجتماع افرادي با تفكرات و ديدگاههاي بعضاً متنوع ولي هماهنگ و همگام در مورد دستيابي به اهداف مشخص و مرتبط تعيين شده و نهايتاً برخورداري و نفع بردن هر يك از دست آورد آن.
• مجموعهاي از روابط منظم، مستمر و عقلاني كه بمنظور تأمين اهداف مشترك و توسط افرادي با وظايف متعدد و بعضاً پيچيده و متفاوت، برقرار ميباشد.
با توجه به تعاريف فوق و ساير تعاريف مطرح شده در بين صاحبنظران و انديشمندان، مشخص ميشود يك سازمان، عموماً مجموعهاي با اجزاء و عوامل متعدد و با روابط منظم و هدفمند بين آنست كه بر اساس نيل به تأمين اهداف از پيش تعيين شده طرح ريزي ميشود.
اجزاء سازمان – نگرش سيستمي
در نگرش سيستمي، سازمان ميتواند داراي رويكردهايي به شرح زير باشد:
۱- وجود انسانهايي با ابعاد وجودي گوناگون جنبههاي مختلف مادي و معنوي كه در قالب سازمان مدنظر ميباشد. از ديگر شرايط آن، داشتن تربيت، آموزش و ويژگيهاي خاص و انحصاري خود ميباشد. به اين ترتيب، هر انساني در سازمان دريك پست سازماني فعاليت مينمايد كه ميتواند سازمان رسمي يا غير رسمي باشد.
۲- شبكهاي اطلاعاتي وجود دارد كه تصميم گيريها را ميسر ميسازد. مديران نميتوانند تصميمات خود را بر مبناي سليقههاي شخصي خود بگيرند و بايد اطلاعات مورد نياز درزمان مقتضي در اختيار همگان قرار گيرد.
۳- براي حفظ سلامت، تحريك و پويايي سازمان، تحول در روشهاي موجود و مرسوم حائز اهميت ويژهاي ميباشد.
۴- سازمان در محيط قرار داد و محيط داراي مشخصههايي موثر در كاركرد سازمان است.
۵- تحولات تكنولوژي سريع و روزمره سازمانها را به تجهيزات تازهاي مجهز ميسازد و سازمان به عنوان يك سيستم بايد بتواند به نوعي تعادل يا تحولات تكنولوژيكي برسد. بررسي موارد فوق و مستندات آن نشان ميدهد، يك سازمان عموماً داراي اجزاء و سيستمهاي فرعي و موثر بر يكديگر بشرح ذيل ميباشد:
۱- انسان به عنوان يك فرد
۲- سازمان رسمي و انسان به عنوان عضوي از آن
۳- سازمان غير رسمي و انسان به عنوان عضوي از آن
۴- تكنولوژي (تجهيزات، اطلاعات، روشهاي اجراي كار)
۵- مديريت
سازمان رسمي و كاركرد آن
سازمان رسمي، مشتمل بر يك سري همبستگيها و روابط بين مقامات و مشاغل، با توجه به سلسله مراتب سازماني ميباشد. و به تعبيري ديگر، عبارتست از اتحاد و اتفاق افراد واجد نقش و وظيفهاي در خور استعداد و گنجايش فردي خود، به اين ترتيب و بر اساس روابط رسمي افراد، اهداف سازماني و احتياجات فردي قابل تأمين ميگردند.
وجوه مشترك سازمانهاي رسمي
در تمام سازمانها، فعاليتهاي سازماني مشخص و بر اساس برنامهريزيهاي انجام شده و مشخصات افراد، بين آنها توزيع ميشود، كه اينكار با توجه به دو پارامتر و اصل اساسي صورت ميگيرد.
۱- اصل تشابه : تمام فعاليتهاي مشابه، به صورت متمركز وجود دارند.
۲- اصل جدايي : در صورت ازدياد حجم كار در يك واحد مشخص، موارد مشترك دسته بندي و به صورت واحدهاي مجزا متمركز ميشوند.
سلسله مراتب و ارتباطات در سازمانهاي رسمي
۱- ابلاغ دستور از بالا و ايجاد ارتباط با سطوح پايينتر.
۲- ارائه گزارش از پايين و ايجاد ارتباط با سطوح بالاتر.
۳- ارتباط افقي بين واحدهاي همسطح.
در واقع در سازمانهاي رسمي، روابط سازماني بر اساس نوع و وضعيت مشاغل مورد تصدي و در قالب شكل مثلث يا هرم قرار ميگيرند. (وضعيت فعاليتي افراد به مرور عملكرد و شرايط مربوطه واجد تغيير و تبديل ميباشد).
سازمان غير رسمي و كاركرد آن
سازمان غير رسمي، عبارتست از يك سلسله ارتباطات عاطفي و با وجود منابع مشترك افراد در يك سازمان رسمي، كه از نظر اعمال مديريت واجد اهميت بايستهاي ميباشد. در صورتيكه اهداف سازمانهاي غير رسمي موجود در يك سازمان در راستاي اهداف تدوين شده آن ميباشد، به عنوان نيروي محرك و راهگشا ميتواند باشد. در غير اينصورت، ديگر فعاليتهاي سازماني ميتوانند دچار ركود محسوسي بشوند.
شناسايي مفهوم مديريت و اصول آن
اصولا در هر مجموعه سازماني، ايجاد ارتباطات اصولي شغلي و انساني افراد و نيز اداره نمودن و هماهنگ سازي منابع انساني، مادي و امكاناتي موجود آن در جهت اهداف سازماني و فردي، نيازمند به اهرمي مؤثر ميباشد كه به عنوان مديريت شناخته ميشود.
جهت آشنايي بيشتر با مفهوم مديريت و ابعاد آن، ذيلاً برخي تعاريف مداول از مديريت ارائه ميگردد. بر اين اساس، مديريت عبارتست از :
• ايجاد توازن بين منابع و فعاليتهاي كاري مختلف در يك موسسه
• فرآيندي نظام مند كه با استفاده از آن بتوان كوششهاي فردي و گروهي را به منظور دستيابي به اهداف مشترك، هماهنگ نمود.
• جهت دهي به تلاشهاي افراد همكار سازماني و ايجاد هماهنگي بين اين تلاشها، به منظور تحقق اهداف تعيين شده، كه ضمن استفاده صحيح از منابع خداداي و استعدادهاي بالفطره افراد، در راه تعالي آنان نيز كوشش هماهنگي صورت پذيرد.
• كنترل عناصر مسئول و زير دست، به طوريكه تلاشهاي آنان در تحقق اهداف دستگاه مربوطه هماهنگ گردد«آرتارنن بوم – R.T.Bome _1961)
• اتخاذ تصميم جهت پيشبرد امور، كه بر اين اساس، مديريت به مفهوم اخذ اطلاعات و تنظيم آن به منظور انجام دادن اعمال لازم سازماني ميباشد.
• اداره نمودن اجزاء و عوامل تشكيل دهنده مجموعهاي بااهداف مشترك و تعيين شده (ديدگاه معنوي) و نيز درقالب مفهومي، هدايت كردن امور با استفاده از اطلاعات شكل يافته.
• كنترل عمليات سازماني، به طوريكه بتوان درراستاي نيل به اهداف آن، به نحو مؤثر و با صرفه جويي بايسته گام برداشت (آي.فلي.پر – Flipper)
• فرآيندي كه به وسيله آن، فعاليتهاي فردي و گروهي، متناسب با اهداف مشترك، همسو و هماهنگ ميشود.
• ايجاد محيطي مناسب و موثر جهت افرادي كه در گروههاي رسمي سازماني تلاش ميكنند تا آنان بتوانند براي دستيابي به اهداف مورد نظر عمل نمايند.
• هماهنگي منابع انساني و مادي در جهت تحقق، تكميل و توسعه اهداف سازماني.
• فرآيندي نظام گرا كه از طريق (برنامه ربزي، سازماندهي، هماهنگي، فرماندهي و كنترل) قادر است افراد را به اهداف اصلي سازماني و نيز فردي خويش رهنمون نمايد.
فراگرد مديريت
تحقق اهداف و مأموريتهاي هر سازماني به فراگرد مديريت آن سازمان، بستگي دارد. اين فراگردها شامل برنامه ريزي – سازماندهي – هدايت – انگيزش- هماهنگي – نظارت و ارزشيابي است كه مجموعه آنها مديريت را شكل ميدهد.
شناسايي سبك هاي مديريتي
بررسيها نشان ميدهد، تعيين سبك يا شيوه متناسب اعمال مديريت، مستلزم در نظر گرفتن برخي پارامترهاي اساسي ميباشد و اهم اين موارد شامل نوع سازمان، تشكيلات سازمان، محدوديتهاي مديريتي، موقعيت زماني و مكاني، تركيب كمي و كيفي همكاران و ميباشد.
در اين ارتباط سبكهاي مديريتي مطرح بدين شرح، معرفي و بررسي ميگردند.
خرید و دانلودبا قیمت 7,500 تومان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار